نداشتن استراتژی و نبود نظام برنامه ریزی؛ مشکل پیش روی همه شهرهای ایران

در این کنکاش و بررسی بیشتر نگاه نرم افزاری از شهر را در نظر دارد تا سخت افزاری و کالبدی شهر

شهر و چالش های رو در روی آن در ایران

1-      معنا  2- ارتباط متقابل انسان و محیط  3- نظریه پردازی  4- فرایند تولید و بازتولید دانش  5- نظام مدیریت

پست اول: معنا: اولین چالش

در سه دوره قابل بررسی است

1-      دوره باستان  2- بعد از باستان (ورود اسلام) 3- دوره معاصر   که خود دوره معاصر به دو دوره فبل و بعد از انقلاب تقسیم می گردد.

دوره باستان: از نظر بسیاری از اندیشمندان ایرانی و غیر ایرانی، شهرستان (شارستان)، یا همان شهر در ادبیات کنونی، مفهومی آسمانی بوده است. شاه چون دارای فرح ایزدی است حاکم طبیعی جهان است، و شهر از آن اوست (دهخدا) و به نظر می رسد، اوست که شهر بنا به اراده اش ساخته می شود و یا مکان ساخته شده ای، به اذن او، به مقام "شهر" ارتقا پیدا می کند.

پایان دوره باستان (ورود اعراب): در این دوره روستائیان پراکنده در سطح شهر (شار) در زبان امروز پارسی (فارسی) شهرستان، در اطراف شهرستان (شارستان) مستقر شده و به تدریج فضایی را به وجود آوردند که ما امروزه آن را به عنوان شهرهای کهن و سنتی می شناسیم. از نقطه نظر زبان و ادبیات پارسی "شهر"، در دوران باستان، از ریشه لغتی به معنای پادشاهی کردن و حکم راندن مشتق شده است، و این موضوع می تواند دلیلی با شد بر ادعای فوق، ولی متاسفانه در این عرصه نیز، مانند بسیاری از از زمینه های دیگر شهر، شهرداری، شهرنشینی در ایران، از دوران باستان تا دوره معاصر، پژوهش کافی و لازم انجام نشده است و کارهای تحقیقی و مطالعاتی بسیاری لازم است تا بتوان در این مورد با اطمینان صحبت کرد. با این همه آنچه مسلم و غیر قابل انکار است؛ وجوب شفاف شدن مفهوم "شهر" است. اهمیت این امر بدان سبب است که مشخص شدن مفهوم فلسفی شهر، بر بسیاری دیگر از ابهامات و نابسامانی ها، خط بطلان خواهد کشید. ارائه مفهوم بنیادین و نظری از شهر، ماهیت، چهارچوب ها، قلمروها، ارزش ها و .... را در شهر مشخص خواهد کرد. به عنوان مقال اگر مشخص شود که شهر، همچون دوران باستان ابزاری، برای اعمال حاکمیت است در نتیجه ساختار فضایی، نظام مدیریتی و نظام شهرنشینی خاصی باید استقرار پیدا کند تا این مفهوم، بطور کامل، به منصه ظهور برسد. از سوی دیگر اگر مفهوم شهر را جایگاه تعامل معقول حقوق و وظایف بخش عمومی و خصوصی تلقی کنیم و یا شهر را جایگاه توسعه و کمال یافتن "انسان" بدانیم ساختارها و نظام های خاصی لازم خواهند آمد و جهت گیری هی بخش های مختلف را روشن خواهند نمود.

دوران معاصر: آنچه مسلم است مفهوم شهر در ایران در دوران معاصر هرگز روشن نبوده است. آنچه قبل از انقلاب بیشتر به چشم می خورد تفسیری مستبدانه و فرمایشی از مدرنیزم در شهرسازی، شهرداری و شهرنشینی بود و نظر این بود که مفاهیم، به عناون جهان شمول و غیر قابل اجتناب، می باید وترد شده و به هر ترتیبی، استقرار یابند. ( خطای آشکار در این شیوه تفکر آن بود که فکر می کردند می توان، به صورت انتخابی، برخی از جوانب مدرنیزم را در شهر سازی مدرن، برای تحقق، نیاز به نظام سیاسی – مدیریتی مدرن، دانش مدرن شهرسازی و شهرداری، قوانین و مقررات جدید و نظام مدرن ارتباط بین شهرنشینان و مدیران شهری (نظام و حقوق شهروندی متناسب با ایده مدرنیزم )، دارند. کسی در آن زمان نتوانست، یا نخواست، به تضاد تاریخی بین مردم و دولت در ایران و تاثیر مستقیم و منفی آن در به شکست کشاندن کلیه برنامه ها و طرح های توسعه شهری توجه نماید. تهیه طرح جامع تهران، در سال 1347، با مشارکت یک مشاور ایرانی با یک مشاور آمریکایی و بعد ادامه این کار در شهرهای دیگر، بر اساس سیاست های از بالا به پایین، و برای دست یابی به رشد شهرنشینی بسیار سریع و انطباق کشور با نقش منطقه ای و جهانی که برای ایران تعیین شده بود، را می توان نتیجه این رویکرد دانست. تضادی که هرگز اجازه نمی داد مدرنیزم غربی در شهرسازی ایران، به گونه ای که در غرب پیاده شده بودف تحقق یابد. این شرایط، پس از انقلاب، دچار پیچیدگی مضاعف شد. زیرا، در حالیکه هیجان انقلابی و اراده نظام جدید بر مقابله با غرب و غرب گرایی استوار بود، بواسطه عدم توجه به ماهیت و نقش شهر در تقویت یا تضعیف نظام سیاسی، شهرسازی به روش غربی(شبه غربی) همچنان تداوم یافت، در حالی که شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تغییر کرده بود و انتظارات کاملا تازه و بی سابقه ای مطرح گردیدند. با کمال تاسف، در آن مقطع حساس تاریخی، کسی به این نکته کلیدی و حساس توجه ننمود که عدم ارائه یک تعریف جامع و مانع از مفهوم شهر جدید و نیز عدم توجه به این موضوع زیربنایی که فرهنگ و تمدن در طول یکدیگر قرار دارند و نه در عرض هم، بعدها، مشکلات پیچیده ای را در پیش روی جامعه قرار داد.مثلا ممکن است جامعه ای فرهنگ خاص و استواری داشته باشد ولی التزاما متمدن نباشد. به عنوان مقال ما در حال حاضر فرهنگ خاصی برای رانندگی داریم و لی این فرهنگ نمی تواند نشانه تمدن بباشد. تصادفات و کشته شدن هزاران ایرانی گواه صادق این ادعاست. شروع جنگ با دولت مجاوز عراق باعث شد اصولا توجه به این مهم، یعنی شهر و مفهوم جدید آن، به قراموشی سپرده شود و فضای کالبدی شهرها در تضادبا فضاهای ذهنی – فرهنگی حاکم بر جامعه توسعه یافتند. عدم انطباق شرایط سیاسی، اجتماعی و مدیریتی موجوئ با نظام شهرسازی غربی، و به ویژه استیلای کامل نگاه مدیریتی بخشی نگر، تنها در جهت تخریب بیشتر شهرها پیش رفت.تعریف مکانیکی از شهر، که اهداف، خواسته ها و رویکردهای فرهنگی انقلاب کاملا در جهت خلاف آن قرار داشتند و دارند، فضای آشفته ای را در شهرها به وجود آورد که تنها به یک روش برنامه ریزی و ساماندهی شهری یعنی "طرح جامع" متکی شد؛ در حالی که نه تنها شرایط لازم برای تحقق آن را نداشت، بلکه این امر باعث شد بسیاری از تفکرات، روش ها و رویکردهای جدید شهرسازی اصولا وارد ایران نشود.

معنا، و در اینجا معنای شهر، شهرداری، شهرنشینی...، به اعتقاد میشل فوکو، می باید از درون جامعه و فرهنگ آن، جستجو و کشف کرد. اگر این موضوع را بپذیریم، معانی مترادف با محیط  و اجزاء آن، قطعا به پس زیمنه فرهنگی – اجتماعی جامعه بازمی گردند و لذاف برای پی بردن به معنا یا معانی شهر، منابع متعددی می توانند مورد توجه و استفاده قرار گیرند از جمله قوانین اساسی، عمومی و خصوصی، نظام ارزشی – ایدئولوژیک وسیاسی حاکم، نظریات مختلف فلسفی، نظام مدیریتی، تجربیات دیگر کشورها، نظریات و مکاتب شهرسازی، تجربیات گذشته تاریخی ملی و فراملی، منابع تاریخی، نظرسنجی ها از صاحب نظران در حوزه های مرتبط، و کسانی که به طور مستمر شهر را تجربه می کنند، یعنی ساکنان شهرها،.... .

در  موردمعانی و مفاهیم می توان ادعا کرد که در واقع این "معنا" ست که پس از گذشتن ازز لایه ها ی متعدد، و از طریق زبانی نمادین، با سود جستن از ابزارها و مواد و مصالح مادی، در شهر، قابلیت نمایش و ادراک پیدا کرده و تحقق فیزیکی می یابد. ولی در حال زبان و فرهنگ، خود، نقشی تعیین کننده در این فرآیند و به ویژه ادراک محیط، دارند.

شهرسازی یک فرآیند اجتماعی است

امروزه باور اکثریت اندیشمندان در حوزه هایی چون علوم ارتباطات، زبانشناسی و روانشناسی محیطی بر این است که معانی ی بر گرفته و دریافت شده از محیط، به واقع، در درون خود انسان و نه در محیط و اجزاء آن قرار دارند و این انسان است که به محیط طرف خود معنا می دهد. از سوی دیگر، شهرسازی را در معنای وسیع آن می توان یک فرایند اجتماعی دانست زیرا در شهرسازی، به معنای واقعی کلمه، شهر، که خود حاصل نیازها، هنجارها، گرایش ها و ارزش های اجتماعی است، از طریق نهادهای مختلف اجتماعی به رفع نیازها، هنجارها، گرایش ها و ارزش های اجتماعی است، از طریق نهادهای مختلف اجتماعی به رفع آن نیازها و پاسخگویی به آن گرایش ها می پردازد.

اگر بخواهیم شهر، شهرسازی، شهرداری و شهروندی در ایران را به چند صفت مشخص توصیف کنیم بدون شک  یکی از مهم ترین آن اوصاف "ابهام" است. امروزه در هیچ منبع موثقی، از منابع حقوقی گرفته تا منابع سایر غلوم، و به ویژه منابع علمی و فنی منتسب به رشته و حرفه شهرسازی و برنامه ریزی شهری، هیچ تعریف واحد و مشخصی از عناوین فوق وجود ندارد. در واقع جامع ما از این نظر در یک دنیای تاریک و مه آلود سیر می کند. این در حالی است که تمامی گفته ها، نوشته ها، تحقیقات، تصمیم گیری ها، تصمیم سازی ها، برنامه ریزی ها و طراحی های ما، در مورد شهر و برای شهر، می باید از یک مبنای مفهومی درست، کامل و قابل اعتماد و اتکا، که در مورد پذیرش عموم هم باشد، برخوردار باشند. این در حالی است که مشاهده می کنیم جهان توسعه یافته به طور مستمر در حال تجدید نظر و بازتولید مفهوم شهر در عرصه تحولات تازه است. خبر حضور دکتر قطب الدین صادقی در سمیناری بین المللی در کوی دانشگاه سوربن پاریس تحت عنوان "مفهوم شهر پس از 11 سپتامبر" تاییدی است بر این ادعاست. در این شرایط می توانیم بپذیریم که در زمینه کار و تحقیق در مورد مفهوم شهر در جامعه امروز ما خلاء های بزرگی بوجود آمده است.

ما می باید، حداقل در سه برهه زمانی، "مفهوم شهر" را بازتولید می کردیم: 1-پس از پیروزی انقلاب اسلامی2- پس از جنگ 8ساله 3- در دوران باز سازی و سازندگی پس از انقلاب وجنگ.

عدم توجه مراکز علمی و سیاست گذاری به این مهم معضلات پیچیده ای را بهووجود آورده است که عوارض آنهارا امروزه در شهر، شهرنشینی، شهرداری، شهروندی و شهرسازی کشور به عینه مشاهده می کنیم. عدم تدوین و ارائه مفاهیم یاد شده به این معنا نیست که برنامه ریزی ها، طراحی ها، تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های صورت پذیرفته در عرصه های شهر و شهر سازی در ایران بدون اتکا به هر گونه معنی و مفهوم انجام می شوند. برعکس با دقت و موشکافی در لایه های پنهان همه عرصه های یاد شده می توان رد این معانی و مفاهیم را کم و بیش شناخت و دریافت. مشکل اینجاست که باید دید و کنکاش نمود که معانی با یکدیگرف با مردم و فرهنگ آنان، با سیاست کلان کشور، و ... چه نسبت و تناسبی دارند؟ آشفتگی غیر قابل انکار در همه شئون شهرهای امروز ما نشان از بکار گرفتهش شدن مفاهیم و معانی نامتناسب، نامربوط، متفاوت، متضاد، و... در این عرصه دارد. با شروع ساخت شهر های به اصطلاح "جدید"، جامعه ما، وارد پایه و سطح دیگری از معضلات شهر و شهرنشینی خود شد. شهرهای قدیمی به ارث رسیده از گذشته دور و نزدیک، و روستاهای کهنی که شبانه به شهر تبدیل می شدند، برخی مفاهیم استوار و ریشه دار را با خود داشتند؛ ولی شهرهای جدید از این موهبت نیز برخوردار نبودند. این شرایط تا آنجا پیش رفته اند که امروزه می توان ادعا کرد که: " عادت کردیم به نام و واژه بسنده کنیم. به نام "شهر" عادت کرده ایم و از آنچه شهر باید باشد در گذشته ایم، شهر جایگاه انسان متمدنی بود که خواهان آگاهی، آزادی و رستگاری هم بود.... شهر مکان و تجلی گاه حضور حضور شعور ماست. شهر مکان گشایش فکر است و شعف خاطر.

شاید بتوان گفت "شهر" چیزی نیست جز فضای زیست انسان و فضا چیزی نیست جز "حضور"، حضور انسان به شکل کامل، آزادانه و آگاهانه. زیرا شهر مایه و پایه "شدن" انسان اجتماعی است. ولی اینک چنین پدیده ای را کجا می توان یافت؟

از جمله خلط معانی در کشور ما آن است که اصولا عبارت "شهرسازی" که در ایران متداول است خود مفهومی غریب و شاید لتوان گفت انحرافی بودن است. باید توجه کنیم که این عبارت مترادف با هیچ یک از اصطلاحات متداول در دنیا نیست. اصطلاحاتی چون: Urban Planning, Spatial Planning, Urban Design, City Development, City planning, Town Planning.

شهر پدیده ایست که در طول زمان شکل می گیرد و تغییر می کند وتنها می توان آنرا یک پدیده به حساب آورد که در واقعیت، ساختن آن، مثل یک ساختمان غیر ممکن است. واژه شهرسازی هیچ گونه رابطه منطقی با پدیده هایی چون شهر (به عنوان یک فضای زیست انسانی)، شهرنشینی، مدیریت شهری و یا شهروندی در عصر حاضر و همین طور مقوله های برنام ریزی و طراحی شهری، ندارد . اینکه در جامعه ما و با انتخاب واژه هایی چون رشته مهندسی شهرسازی، انجمن صنفی مهندسان شهرساز و دانشکده شهرسازی ذهنیت غلطی در اذهان شکل گرفته که شهر با "ساختن" پل، حصار و ساختمان بابر است؛ امروزه خود به شکل یک معضل پیچیده درآمده است.

در پست های بعدی به مطالعه سایر موارد می پردازیم.


برچسب‌ها: شهرسازی یا برنامه ریزی شهری
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمد صحرایی |